چرا اگر در ولی عصر عکاسی و فیلم برداری کنید بازداشت می شوید؟
فوریه 24th, 2012 § نوشتن دیدگاه
در هفته های گذشته چندی از همکاران فوتوبلاگ توسط لبای شخصی ها و پلیس بازداشت شده اند و ماحصل عکاسی آنها استرداد و پاک شده است. سوال ما این است: چرا؟ در این خیابان چه می گذرد که باید از دسترس ما مردم ما صاحبان فضای جمعی به دور بماند و ثبت نشود؟
به این ویدیو ها بنگرید که مخفیانه توسط بلاگر های هم کار گرفته شده ست در بعدالظهری خلوت
دلیل اول: شکل و فرم حرکت مداوم و پیوسته ی نیروی کار نباید شناسایی شود. آگاهی به این فرم فقط در انحصار طبقه ی حاکم باید باقی بماند
دلیل دوم: چنانچه این فرم شناسایی شود امکان دارد برای تغییر جهت دادن و تغییر شکل دادن آن یا در خدمت آوردن نیروی کار در حرکت برای مقاصد دیگری (نظیر تظاهرات، اعتصاب، همایش خیابانی، تحصن خیابانی، اشغال مراکز دولتی حساس،و غیره) استفاده شود.ه
دلیل سوم: نیروی کار در حال حرکت نباید نسبت به خود و فرم حرکت روزانه اش آگاهی یابد. نباید فکر کند فرم دیگری از تجمع روزانه (به جر برای به کار رفتن) امکان پذیر ست. نباید به امکان شکل دادن به روابط اجتماعی دیگر حتا فکر کند.ه
دلیل چهارم: خیابان ها نباید شناسایی شوند. راه های فرار برای تظاهر کنندگان نباید علنی شود چون در این صورت نقطه ی ضعف نیروی های مسلح از دیدگاه استراتژی خیابانی در کشمکش خیابانی هم شناسایی می شود.ه
دلیل پنجم: بر خلاف آن چه به چشم می آید و قدرت حاکم در صدد القای آن را دارد حفاظت از خیابان ممکن نیست و در یک حرکت جمعی برنامه ریزی شده به سرعت سقوط می کند و بسیار مشکل خواهد بود که نظم حاکم بر آن دوباره مستقر گردد( عاشورای ۸۸ را به یاد بیاوریم). خیابان ولی عصر در مرز قدرت حاکم و پاشنه ی آشیل قدرت در پای تخت ست.ه
چگونه می توان قلب اقتصادی تبادل مالی بانکها که عملا دلال حکومت هستند دلال کابینه میلیاردرها ی حکومت هستند را فلج کرد و از کار انداخت؟ در خیابان ولی عصر حد فاصل میدان تجریش و پارک وی حد اقل ۴۰ بانک و موسسه ی مالی شناسایی شده اند که گردش مالی حکومتیان را تسهیل می کند. آیا می توان در حرکتی برنامه ریزی شده بانک ها را تخریب و تعطیل کرد؟
کدام قسمت از خیابان ولی عصر برای تظاهرات مناسب ست؟ چرا؟
راه های فرار کدام قسمت خیابان بیشتر ست؟ به کمک و یاری مردم کدام قسمت از خیابان کدام محله ها در کشمکش تظاهرات می توان حساب کرد؟
این ها سوالاتی ست که اطلاعات بصری عکاسی و فیلم برداری می تواند آشکار کند.ه
منتظر عکس ها و نظرات شما هستیم.ه
شب، سرما، خاطره، سوال
فوریه 17th, 2012 § نوشتن دیدگاه
این مطلب را همکار روزنامه نگار و بلاگر برای ولی عصر فرستاده ست. در وانفسای رکود اقتصادی و تورم که به رشد ناامنی و بی اعتمادی مردم دامن زده ست نگه داری از خاطره ی اتحاد مردمی در مقاومت کردن به ما کمک می کند. شایعه ی قحطی تنها به هراس عمومی دامن می زند هر کس می دود تا منافع کوچک شخصی خود را حفظ کند منافع جمعی ، عشق عمومی (به تعبیر شاملو) در زیر دست و پای مردمی که کیسه کیسه احتکار می کنند و دیگران را فراموش، خفه می شود.
بر ماست که با یاد آوری روزهایی که دست در دست هم یگانگی مان را به رخ قدرتمدارن کشیدیم بر قدرتی که مشروعیتش را از تفرقه افکنی می یابد، فائق شویم. بر ماست امروز که با حفظ خاطره ی ان روز ها مقاومت کنیم و از خود بپرسیم که چگونه می توانیم یگانگی مان را بازسازی نماییم. یگانگی که در خیابان ولی عصر فرصت تجلی پیدا کرد.
انگار برای قدم زدن توی خیابانهای تهران زمانی بهتر از آخر شب و جایی نوستالژیکتر از ولیعصر پیدا نمیشود.
هوا سرد که باشد و مه ولیعصر را گرفته باشد، تنها یک چیز میماند و آن، خاطره است.
اینجا خیابان ولیعصر، جایی بالاتر از جام جم، شبی سرد و برفی در بهمن ماه سال ۱۳۹۰ است. دختری با جورابهای نارنجی و سری به پایین افتاده به سمت بالای ولیعصر قدم میزند.
پیاده رو تا جایی که چشم کار میکند، خالی است و کسی دیده نمیشود. انتهای شب، ولیعصر یخ که بسته باشد سرد میشود و سکوت، خلسه وار قدمها را به جلو میراند.
اینجا آبستن خاطرات بسیاری است. دختر آرام و یکنواخت قدم میزند و این همه شاید آب سردی باشد بر تلاطم این خیابان؛ از زنجیره سبز انسانی پیش از انتخابات سال ۸۸ که دستهای در هم گره خورده همین پیاده رو تا آن پایین ولیعصر را قدم به قدم، امید میکاشت و حالا دختر بر تمام آنها راه میرفت و زمین یخ بسته بود.
روزهای پس از انتخابات، درست جایی زیر قدمهای دختر، جای پای معترضانی بود که چوب و چماق و گلوله نقش بر زمینشان کرد.
حالا دختر در انتهای شب، سرما را با گامهای یکنواخت به سمت بالای ولیعصر پشت سر میگذارد.
ولیعصر یخ بسته است و تنها، یک عابر آرام آرام شب را قدم میزند به سمت جایی آن بالای ولیعصر.
ولی عصر – تجریش در امتداد تبادل کالا/سرمایه
ژانویه 24th, 2012 § نوشتن دیدگاه
همان طور که در پست های قبلی هم اشاره کردیم اهمیت خیابان ولی عصر در دو نکته است اول نقشی که در فراهم آوردن و جابه جایی نیروی کار در مادر شهر تهران دارد سبب می شود که همواره مملوازادم هایی ناهمگون باشد که شرایط برخورد را میان افراد، طبقات و گروه های اجتماعی مختلف پدید بیاورد. این افراد که نیروی انسانی کار را تشکیل می دهند در خیابان ها و محلات مختلف شهر به تولید سرمایه ی مادی و غیر مادی مشغول هستند مثلا در مرکز شهر حوزه ی میان چهارراه ولی عصر و میدان ونک محل تولید سرمایه ی غیرمادی ست و تعدد دانشگاه ها، مراکز فرهنگی و هنری، دفاتر شرکت ها کارخانجات آن را از حوزه ی پایین تر از چهارراه متمایز می کند. این در حالی ست که از حدود میدان راه آهن تا چهارراه ولی عصر این خیابان بلوارها و خیابان هایی را قطع می کند که در آنها سرمایه ی کاملا مادی تولید می شود چرا که در آنها مراکز صنعتی کوچک و بزرگ و کارخانجات مختلف وجود دارد.ه
اما باید گفت آن چه اهمیت حیاتی به ولی عصر می دهد ایجاد امکان حرکت برای نیروی کاری ست که این مراکز تولید سرمایه مادی و غیر مادی به آن نیاز حیاتی دارند. برای همین هست که شهرداری همه کاری انجام می دهد تا حرکت در این خیابان آسان و سریع انجام شود. این نیروی کار در ضمن اینکه اهمیتی حیاتی به مسئله ی حمل و نقل می دهد در کنار خود باعث رشد انواع و اقسام خدمات اجتماعی می شوند که برای ارايه خدمات به این نیروی در حال جاری شدن در شهربه وجود آمده اند. به این دلیل ست که می بینیم همه جور مغازه وشکل هی مختلف خرید و فروش در امتداد این خیابان ظاهر شده اند.ه
درعکس هاس این پست ما بخشی از خدمات اقتصادی که حول نیروی کار در حوزه ی میدان تجریش به وجود آمده اند را ارايه می کنیم. مثلاارائه ی مواد غذایی.ه
در این عکس مرد نابینایی درحال فروختن فال حافظ ست. چرا این مرد گوشه و کنار میدان تجریش را برای کارش انتخاب کرده؟ به این دلیل که عبور و مرور نیروی کار امکان فروش بیشتری را برای او فراهم می کند. با این حال باید فضای مذهبی حول امام زاده صالح را هم در نظر گرفت که اتمسفر متفاوتی به محل می دهد، عبور و مرور کندتر ست و صرف سود خالص ذهن افراد را مشغول نکرده. این عکس یکی از بهترین عکس های فوتو بلاگ ماست . به پشت سر مرد نابینا نگاه کنید به اعلامیه های ترحیم، به باقی مانده ی تکه و پاره های تبلیغات. انسانی که جامعه او را ناکامل می شمرد به این گوشه رانده شده یا در واقع پناه آورده. در کوچه پس کوچه های امام زاده صالح در میان چهره مرگ و ویرانی، این جا تنها جایی ست که جامعه برای کسب به او ارايه می دهد.ه
کمی بالاتر یا پایین تر باز هم مغازه ی میوه و خوراکی برای نیروی کار معلمان، پرستاران، منشی ها ، کارگران، مواد فروش ها، دانش جویان و مدیر ها و … کال خوراکی ا ارايه می کند.ه
در میانه ی این ارايه کالا و کسب ، افراد هم به ارایه خود می پردازند. ظاهر آنها را ابزاری می شود برای متمایز کردن خود، پیغام خود و نیاز خود. از طرفی به کالاوارگی ظاهر افراد منجر می شود از طرف دیگر هم راهی برای امتحان ابزارهای ارتباطی ست که جامعه ی ما سخت به آنان نیاز دارد. ما ابزار برقراری ارتباط با دیگری خود را نداریم.ه
نمونه یی دیگر از بسیار مغازه هایی که حول میدان تجریش وجود دارند و در عین حال نشان می دهند که بازار کماکان به دست شرکت های بزرگ نیافتاده و اقتصاد کوچک و خرد تبادل کالا را انجام می دهد.ه
به دلیل همین تراکم نیروی کارست که فضا در این مکان بسیار تجملی و گران محسوب می شود و از هر گوشه و کنار قابل استفاده یی برای ارايه کالا و خدمات استفاده می شود.ه
نانوایی را که پخت و پز انجام می دهد می توان یک واحد کوچک تولیدی و نه خدماتی به حساب آورد چرا که در آن آرد وارد می شود وبه صورتی قابل مصرف به شکل نان خارج می شود. همه ی خصوصیات یک کارگاه تولیدی در نانوایی وجود دارد از سلسله مراتب کارگری گرفته تا به کارگیری نوجوانان به حقوق کمتر از کارگران عادی. آیا صنف نانوایان که شامل نانواهای حرفه یی که عموما صاحب مغازه هستند می شود، جایی برای کارگران با تجربه و آگاه به فنون کار که سال ها با حقوق قرارداد موقتی کار می کنند دارد؟ یا برای کارگران نوجوان؟ انواع و اقسام این وضعیت را می توانید در میدان تجریش پیدا کنید.ه
سقا خانه یکی از خصوصیات مختص میدان تجریش ست و در سایر میدان های خیابان ولی عصر مثل میدان ونک، ولی عصر، منیریه و راه آهن دیده نمی شود. دلیل آن شاید نزدیکی به امامزاده صالح باشد. وجود سقاخانه در مرکز مبادلات مادی ،میان مردمی که نگران و دل مشغول هزینه ها و کم و زیاد های زندگی خود هستند نکته مهمی را در مورد شهر تهران به طور کلی می گوید و آن این که فضای مذهبی تنها و تنها الترناتیوی ست که در مقابل کالاوارگی روابط اجتماعی و تسلط روابط بازار بر جامعه مقاومت می کند. ما در تهران برای مقابله با هجوم بی امان سرمایه داری هیچ ساز و کار اجتماعی حساب شده و موثری به جز مذهب نداریم. گفتمان مذهب به افراد کمک می کند تا محیطی مستقل و مقاوم در مقابل شی وارگی روابط سرمایه داری برای خود ایجاد کنند .مذهب به افراد امکان می دهد تا چیزی بیش از پیچ و مهره ی ماشین تولید سرمایه در جامعه باشند. زبان شخصی و محیط جدایی به آنان می بخشد که در عین حال مثل فردگرایی سرمایه داری آنان را از هم جدا نمی کند بلکه با دادن هویت جمعی آنان را در لحظی یی سوژه مند در کنار یکدیگر نگه می دارد. کسانی که در طوفان رفت آمد روزمره لحظه یی می ایستند تا شمعی برای سقاخانه روشن کنند با یکدیگر نیز وارد گفتگو و تعامل می شوند. تعاملی اجتماعی که سود و زیان آن را تعریف نمی کند. قدرت مذهب در جامعه ی مدرن سرمایه داری امروز ایران از این جا می آید. ه
برای ما به عنوان کسانی که دغدغه ی روابط انسانی و سوژه مندی در مقابل سونامی سرمایه داری را داریم مهم ست که با فرم هایی که مذهب بهره می برد تا مقاومت را پای دار کند آشنا بشویم ان ها را تحلیل کرده و مدرنیزه بکنیم. صرف انکار مذهب و قدرت آن ما را به جایی نخواهد برد برای فراتر رفتن از آن باید درکی از چگونگی کارکرد مذهب پیدا کنیم که متناسب با مبارزه علیه سرمایه داری باشد. در غیر این صورت ما هم به دامان مدرنیسم فرد گرایای سرمایه داری متاخر خواهیم افتاد که قادر به فرمولیزه کردن هیچ نوع مقاومتی خارج از نظم نشانه یی و قدرت مادی سرمایه داری نیست.ه
عکس ها ی این پست همگی توسط ک.ع هم کار فوتوبلاگ در اختیار ما قرار داده شده که حول سال های ۸۸ و ۸۹ گرفته شده اند و همگی به تجریش تعلق دارند.ه
کدام ولی عصر؟
ژانویه 2nd, 2012 § نوشتن دیدگاه
کانال نو-استعماری بی بی سی فارسی گزارش داد که خیابان ولی عصر به عنوان طولانی ترین خیابان خاور میانه و تهران در فهرست میراث فرهنگی ثبت شده ست. مدیر کل میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران گفته: خیابان ولی عصرنوستالژی نسل های پیشین است و به عنوان یکی از زیباترین خیابان های قدیمی در ذهن جوانان نیز نقش خواهد بست.ه
کانال نو استعماری علت اهمیت ولی عصر را چنارهای قدیمی و زیبایی مرکز خرید و در سال های اخیر کافی شاپ های آن معرفی می کند.ه
این است چهره یی که بورژوازی نو ظهور داخلی به سرکردگی دولت غیرقانونی دهم و بورژوازی خارجی به نمایندگی رسانه های نو-استعماری از جفرافیای حیاتی پای تخت ترسیم می کنند. ما بلاگرهای ولی عصر از این که ولی عصر ثبت ملی شد بسیار خوشوقتیم و از توجه ماتریالیستی به کانون حرکت و تحول شهری استقبال می کنیم اما این حرکت موسسه ی میراث فرهنگی و بی بی سی فارسی را تلاشی در جهت منحرف کردن و دیس پلیس کردن واقعیت خیابان ولی عصر می دانیم.ه
ارزش خیابان ولی عصر، اهمیت تاریخی فرهنگی و اقتصادی آن تنها و تنها به خاطر مردمی ست که با فعالیت خود به آن جان می بخشند و انرا هم چون رودخانه یی پر حرکت می سازند. در این خیابان سرمایه یی که در تهران تولید می شود جا به جا می شود و نقش کلیدی ولی عصر در جایگاهی ست که در مبادله ی سرمایه در مادر شهر تهران و کلا پایتخت کشور دارد.ه
این خیابان به ما تهرانی ها فرصت برخورد می دهد ما با دیگری طبقاتی، جنسی،تاریخی خود مواجه می شویم و بسیاری از این برخورد ها بیرون از کافی شاپ ها به وقوع می پیوندد. مکان جمعی ما خیابان ست نه محل خصوصی کافی شاپ. این توجیهات با تاکید بر مکان های خصوصی در حاشیه ،نقش جمع و هویت جمعی ما را کوچک و بی مقدار می کنند.بر ماست که در کشاکش این دعوای کاملا ایدئولوژيک با تکیه بر روش های ماتریالیستی نظیر عکس و داده ی های بصری علیه این جا به جایی ایدئولوژیک بورژوازی هوشیار باشیم و برای دست یابی به حقیقت فراسوی قدرت آن ها تلاش کنیم.ه
ولی عصر سپیدپوش شد
دسامبر 11th, 2011 § نوشتن دیدگاه
تهران روزهای پر برفی را پشت سر گذاشت و مثل همیشه درختان بلند خیابان ولی عصربرف را سپید نگه داشتند. همه ی ما زیبایی روزهای برفی ولی عصر را دوست داریم ولی به یاد بیاوریم همه ی آن هایی را که در این سرما مجبور به کار در سخت ترین شرایط هستند. کودکان کار که بسیاری از مشتریان خود را از دست می دهند. دست فروشان که تا مدتها مکان خود را باید عوض کنند. کارگران فصلی که برای حداقل دست مزدها سقف ها و پارکینگ ها را رفت و روب می کنند.ه
چه طور می شود زیبایی ولی عصر را با همه ی مردم اش تجربه کرد؟
در چند سال اخیر با رشد افسار گسیخته ی سرمایه داری فرهنگ تک خواهی و خود محوری هم رشد بی سابقه یی پیدا کرده. مفهوم لذت جمعی وادراک جمعی زیبایی از میان ما رخت بسته. امروز باید فکر کنیم چه طور می توان از ولی عصر با دیگران و همراه با دیگران لذت برد…ه
خیابان ولی عصر برای چه ساخته شد؟
دسامبر 4th, 2011 § نوشتن دیدگاه
عکس ها ی این هفته را یکی از خوانندگان وبلاگ برای ما فرستاده ست که البته موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران دو تا از آنها را پیش از این منتشر کرده ست. عکس ها در حدود اوایل قرن هجری معاصر گرفته شده ست و میدان تجریش حوزه ی سر پل و امام زاده صالح را پیش از گسترش شهرنشینی معاصر به تصویر می کشد. بسیاری پیشرفت در حوزه ی شهرنشینی را دستاورد سلسله ی پهلوی می دانند که ایران رابا مدرنیته ی شهری آشنا ساخته و اولین زیر ساخت های جامعه ی مدرن شهری در ایران را نظیر راه های ارتباطی و حمل و نقل جاده ها پل ها خیابان های محوری را احداث کرده ست.ه
با این حال این مطلب را باید در نظر داشت که سلسله ی پهلوی خصوصا رضا شاه زیرساخت های مدرنیته را برای رشد مردم ایران نساخت و کلا رضایت و بهبودی حال و معیشت مردم ایران در واردات اجباری مدرنیته نقشی نداشت. زیرساخت های مدرنیته برای تسهیل ورود ایران به حوزه ی سرمایه داری جهانی احداث شدند. جاده ها نه برای ارتباط مردم بلکه برای حمل و نقل هر چه سریع تر تولیدات کارخانه یی و محصولات نفتی به وجود آمدند. تولید برای پاسخ به نیازهای مردم برنامه ریزی نمی شد بلکه هم سو با گسترش سرمایه داری جهانی سازمان می یافت. مثلا راه آهن سراسری ایران را در نظر بگیرید. آیا این راه آهن به جهت مرتبط کردن نقاط پراکنده ایران ساخته شد؟ آیا هدف آن ارتباط هر چه بیشر میان نقاط پیشرفته و کمتر پیشرفته بود؟ آیا هدف آن برقراری نوعی تعادل و موازنه در تقسیم سودملی بود؟
اگر چنین بود نقشه راه آهن می بایست بسیار متفاوت از آن چه که ساخته شد طراحی می گردید. می بایست نقاط و ده کوره های دور را به شهرهای بزرگ متصل می کرد و حرکت میان همه ی نقاط ایران را امکان پذیر می کرد. اما هدف احداث راه آهن این نبود کما این که اولین کسانی که سود آن را بردند متفقین در جنگ جهانی دوم بودند. نام پل پیروزی که به ایران داده شد به واسطه ی همین راه آهنی بود که تنها دلیل وجودش اتصال دریای خزر به خلیج فارس بود یعنی سریع ترین راه میان بر زدن شبه فلات ایران و نظامیان اروپایی بیشترین منفعت را از این میان بر بردند. سوار بر گردن رنج و مرارت و سرمایه ی ایرانی ارتش هیتلر را دور زدند و پیروز جنگ حهانی دوم شدند.ه
برای انحلال ایران در چرخه ی سرمایه داری جهانی و امپریالیستی می بایست زیر ساخت های مربوطه وجود داشته باشند که اولا حمل و نقل نیروی کار را با کمترین قیمت و در کمترین وقت امکان پذیر کنند. دوم این که راه های حفاظت شده می بایست وجود داشته باشد که حمل و نقل تولیدات صنعتی و غیر صنعتی را در اسرع وقت به درون یا خارج از ایران امکان پذیر کنند.ه
به همین دلیل است که مدرنیته در ایران زمان پهلوی به چشم عنصری تحمیلی نگریسته می شد و مردم نسبت به آن مقاومت نشان می دادند چرا که در پاسخ به نیازهای آنان به وجود نیامده بود که هیچ، بر گرده ی مردم سوار شده و استثمارشان می کرد.ه
خیابان ولی عصر توسط رضا شاه ساخته شد نه برای تسهیل عبور و مرور مردم، نه برای دسترسی به نقاط کلیدی شهر، نه برای استفاده از امکانات تفریحی بلکه شاه می خواست کاخ تابستانی اش در سعد آباد را به کاخ زمستانی اش در جنوب تهران متصل کند و نیاز داشت که برای تثبیت امنیت بتواند به سرعت فاصله ی میان این دو را طی کند. خیابان ولی عصر در ابتدای ساخت به روی مردم عادی باز نبود و مردم حق عبور و مرور در آن را نداشتند. این خیابان که جزو اولین خیابان هایی بود که در پای تخت آسفالت شد تنها به روی بورژوازی روز باز بود و طبقه ی حاکم حق استفاده از آن را داشتند.ه
در پی جنگ جهانی دوم و هرج و مرج ناشی از ضعف دولت ایران و اشغال متفقین حصر روی خیابان توسط مردم نادیده انگاشته شد و خیابان به روی صاحبان اصلی اش مردم بازشد.ه
میدان تجریش در کشاکش لحظه ی بی مانند و تکرار ایدئولوژیک
اکتبر 29th, 2011 § نوشتن دیدگاه
در ترمینولوژی گی دو بور نظریه پرداز گروه سی چو ای شنیست اینترنشنال، میدان مادر شهرهای بزرگ هم چون گردابی نیرومند ست. در خود می چرخد و آدم ها و ماشین ها و کالاها و همه چیز شهر را می بلعد. میدان های خیابان ولی عصر به خوبی این خصوصیت را نشانمان می دهد. ولی عصر با میدان راه آهن آغاز می شود جایی که نیروی کار در جستجوی پول و سرمایه از همه جای ایران به خیابان سرازیر می شود و خون تازه را در خیابان ولی عصر می دواند. میدان منیریه، ولی عصر، ونک هر کدام کارکرد به خصوصی در این پروسه ی گردش و تقسیم نیروی کار و انتقال سرمایه دارند اما این پست به میدان تجریش اختصاص دارد به آخز خیابان ولی عصر به جایی که نیروی کار از شمال ایران به آن سرازیر می شود با آن هایی که از پایین می آیند در می آمیزد و ترکیبی استثنایی از آدم ها، برخوردها، موقعیت ها پدید می آورد.ه
خیابان ولی عصر نقشی استثنایی در جا به جایی نیروی کار در شهر تهران دارد. درازا ونیز این واقعیت که خیابان های کلیدی را قطع می کند باعث می شودکه در فاصله ی میان میدان ها هیچ پاره یی از درازای آن دچار بی تحرکی و یک دستی نشود.ه
میدان تجریش به دلیل قطر وسیع تری که نسبت به میادین دیگر خیابان ولی عصر دارد کمیت بیشتری از افرادرا در خود جا می دهد و در عین حال وسایلی که حرکت و نیاز افراد به آن وابسته ست هم به میدان سرازیر می شود، انواع وسایل حمل و نفل، تنوع مغلزه ها و کالاهای مادی و غیر مادی.ه
ویژگی با ارزش عکس های ک.ع آن است که پیش بینی ناپذیر بودن موقعیت ها، غیر منتظره بودن اتفاقات، افکاری که بیان نمی شود و می شود،مکالماتی که جاری می شوند نمی شوند را در عکس های خود از این میدان ثبت کرده. حرکت کوچکی نظیر حرکت چند آدم به طرف اتوبوس چنان لحظه ی یگانه یی ست که ما متوجه می شویم هر روز برابر چشم ما اتفاق می افتد اما در عین حال منحصر به فرد است و دوباره تکرار نمی شود.ه
همه چیز در حال جاری شدن و حرکت کردن است و به همین دلیل مایی که مانند دیگران به شتاب در پی کار خودیم متوجه نمی شویم که این حرکت چه طورباعث می شود مرزهای محکم قومی، طبقاتی، سنی و جنسیتی که با پلیس وقانون نا عادلانه محافظت می شوند در هم بریزد و سست شود. فقط به این لحظه در ایستگاه اتوبوس نگاه کنید که حرکت متوقف شده.ه
ویژگی خوب دیگر عکس ها در آن است که حرکت هم در آن ها ثبت شده.ه
همه چیز و همه کس در خال جاری شدن هستند.ه
این حرکت لزوما مثبت نیست چرا که بعضی ها بسیار بیشتر از آنچه در توان دارند می دوند وبعضی ها بسیار کمتر از آن چه باید. سود و منفعت حرکت نیروی کار وسرمایه هم به عدالت تقسیم نمی شود. سیستم نابرابری که حرکت را کنترل می کند سود ناشی از تولید سرمایه راناعادلانه قسمت می کند. میدان تجریش در عین حال نمایشگر شرایط مادی سخت و نابرابری ست که بر نیروی کار تحمیل می شود.ه
بله البته که خانواده و زنان خانه دار هم در حوزه ی نیروی کار قرار می گیرند. زنان موظف اند نیروی کار آینده را تولید و پرورش دهند به گونه یی که برای بهره برداری سیستم نابرابر آماده شوند. هر لحظه ی به ظاهر معصومانه کودکان توسط نهاد های اجتماعی کولونیزه می شود تا ارزش های خالی این سیستم نابرابر در روح و ذهن کودکان نقش ببندد. میدان تجریش در این میان بی طرف نیست. میدان تجریش آرزوهای توخالی مالکیت و لذت را تبلیغ می کند و درخشش مصنوعی مصرف را به مثابه دارندگی جاودانی، مکان و مادیت می بخشد.ه
هنوز دوره ی مجنون ها به پایان نیامده…ه
اکتبر 21st, 2011 § نوشتن دیدگاه
این پست را از وبلاگ خواب بزرگ انتخاب کرده ایم که اینجا می توانید ببینید درباره ی شخصیتی مجنون مانند است که میدان افشای محبت بی مرز اش حد فاصل چهارراه طالقانی و میدان ولی عصر است. آیا مجنون این نوشته این مکان را تصادفی انتخاب کرده بوده؟ مسلماٌ نه. چرا که این فاصله مکان همیشگی اش بوده و مرتب به آن باز می گشته ست. چه چیز در این مکان وجود داشته که مجنون این نوشته را یه این جا می کشانده و نه جای دیگر؟ چرا خیابان ولی عصر را برای مانیفست اش انتخاب کرده بوده؟ این تکه یکی از شلوغ ترین خیابان های ولی عصر است که در آن مردم به سرعت در حال حرکت اند در پی مقاصد شخصی خود. می توان مجنون این نوشته را دید که در حال فریاد زدن است برای مردمی که شتابان در حال عبورند. ه
روزگاری مجنونی را میشناختم که مسیرش از چهار راه طالقانی بود تا میدان ولیعصر.
این تکه را میرفت و برمیگشت. قدمهاش بلند و نامتعادل بود. انگار هیولای دلرحمی در حال قدم زدن در خیابان کوچک ما آدمیزادان ، نگران آسیب دیدن چیزهایی زیر پایش باشد. چیزی بود بین شلیدن و پرواز کردن. یقه پیراهنش پاره ، جلوی سرش طاس بود و دماغش سرخ بود و موهای کمپشتش را باد پریشان میکرد و آستینهایش شلخته برای خودشان ول میگشتند.
راه میپرید و همین یک جمله را فریاد میزد:
” دخترا…پسرا…به عشق شما زندهام. به عشق شما پایندهام.”
2 هشت سال از آخرین باری که دیدمش گذشته.
گرچه به ندرت تسلیم سانتیمانتالیسمی میشوم که به شکل غلوآمیزی معصومیت دیوانگان را میستاید و انسان مدرن متمدن را ( چرا؟) سرزنش میکند. ولی بعد این سالها هنوز درباره قصه این مرد خیالپردازی میکنم. درباره استحالهاش. درباره روزی که مرد عاقلی بوده و احتمالن روی این پیراهن آبیکمرنگاش کت میپوشیده. درباره آنچه به سرش آمده. و ترجیعبند غریباش.
و اغلب اوقات او را بابت این مانیفیست صریحاش میستایم. بدم نمیآید میشد گاهی انفجار شیدایی را اینقدر راحت بیرون ریخت.
3 اول از ذهنم میگذرد کاش جوری کسی بهش برساند که یکی دربارهاش نوشته و یادش را گرامی داشته. خیلی سریع یادم میافتد : چه اهمیتی میتواند داشته باشد؟
برای مردی که به عشق ما زنده است. که پاینده است.
این ویدیو از تقاطع خیابان ولی عصر و طالقانی گرفته شده ست در ۱۳ آبان ۱۳۸۸. فرستنده ع.ا
خیابان ولی عصر شاهد خاموش درگیری مردم با قدرت
اکتبر 18th, 2011 § نوشتن دیدگاه
خیابان ولی عصر خیابانی ست که بیشترین بازنمایی بصری درگیری میان مردم و قدرت غیر مشروع حاکم را در خود ثبت کرده ست. این خیابان بیشترین تعداد شعار ها و گرافیتی های سیاسی را در دیوارها و مکان های جمعی تهران در خود جا داده ست. عجیب آن است که در نظر اول خیابانهای ساکت و کم تردد مکان بهتری برای ثبت اعتراض سیاسی به نظر می آیند و سوال این جاست که در خیابانی به این شلوغی که کمتر حرکتی از دید مردم پنهان می ماند چه طور این همه شعار روی دیوار ها ایستگاه های اتوبوس، ستون ها ی پیاده رو ها، جعبه های پست و الکتریسیتی نوشته می شود؟ جواب شاید این است که مردم مدافع شعارنویسان و حامی مخالفان در این درگیری هستند. بی دلیل نیست که شعار ها بر روی مکان های جمعی که خمالک خصوصی ندارند بلکه مالک عمومی دارند نوشته می شود. این دال جدید اعتراض به مردم به طبقه یی که از مالکیت عمومی (مثل وسایل حمل و نقل عمومی) استفاده می کنند تعلق دارد.ه
شاید این توع اعتراض چندان جدی تلقی نشود اما اگر اهمیت و تاثیری نداشت چرا عوامل حکومتی بسیار هوشیارند که این شعار ها را دانه به دانه پاک کنند؟
خیابان ولی عصر به واسطه ی این شعارها تبدیل به فضایی سمبلیک شده ست چرا که درگیری میان مردم و قدرت را به بهترین وجه بازنمایی می کند. مردم نام و دال اعتراض خود، موسوی، وی سبز، و شعارهای دیگر نظیر مرگ بر دیکتاتور، یا دعوت به تظاهرات یا مقاومت را روی این فضای جمعی ثبت کرده اند، مردم میل جمعی خود را در ولی عصر به عرصه هوشیاری آورده اند و حکومت در حال سیاه کردن ، پاک کردن و ناپدید کردن این هویت جمعی تازه نفس است.ه
خاطره جوانی از یک مبارز انقلابی پیش از انقلاب از خیابان ولی عصر
اکتبر 14th, 2011 § نوشتن دیدگاه
|




























